منوی اصلی

ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
SmartSection is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of INBOX Solutions (http://inboxinternational.com)
مقالات > مهدويت > شمیم رحمت
شمیم رحمت
شمیم رحمت
اشاره :نوشته حاضر بخشی از دیدگاه های مرجع بزرگوار حضرت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی است که طی چند سخنرانی در جمع علما و طلاب بیان کرده اند . این سخنرانی ها دریچه تازه ای پیش روی خوانندگان می گشاید و آنان را با زوایۀ جدیدی از سیرۀ امام زمان و دولت ایشان آشنا می کند.

ضرورت شناخت حضرت امام مهدی (عجل الله فرجه)
یکی از وظایف و تکالیف عمومی همه مسلمانان آن است که اول باید امام زمان خویش را بشناسد و آن گه به اطاعت از او بپردازند از مهمترین دلایل نقلی این وظیفه و تکلیف یکی روایت مشهور و متواتر: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» است به موجب این حدیث کسانی که بدون شناخت امام زمان خود از دنیا بروند ، چنان است که به مرگ حاهلیت مرده باشند و هیچ رابطه و نسبتی با اسلام و آیین مسلمانی ندارند . این حدیث از احادیث بسیار معتبر است و شیعه و اهل سنت بر تواتر آن تصریح کرده اند . از میان علمای شیعه شیخ مفید از افرادی است که در این باره می گوید: این حدیث به صورت متواتر از پیامبر روایت شده است. ایشان همچنین در رساله دیگری با عنوان الرساله الاولی فی الغیبه می نویسد : حدیث من مات وهو لای یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه روایت صحیحه است واجماع اهل آثار بر آن گواهی می دهد. و در میان علمای اهل سنت می توانیم از سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی نام ببریم که صریحا اظهار داشته است: حدیت من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه مورد اتفاق علمای خاصه و عامه است این که رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)عدم معرفت امام زمان ار در ردیف شرک و الحاد و کفر خوانده اند از آن رو است که انسان و قتی امام حقیقی و واقعی اش را نشناخت را ه را گم می کند و از صراط مستقیم منحرف شده و در نتیجه هر چه بیشتر پیش برود بیشتر از هدف دور می شود. پس برای آن که دچار کژ راهه ها نشویم و راه را گم نکنیم در درجه نخست باید بکوشیم که امام زمان خود را بشناسیم و امام زمان ما ، کسی جز امام مهدی (عجل الله فرجه) نیست. او مصداق منحصر به فرد امام مفترض الطاعه می باشد که به اذن و امر خدا زنده است و شاهد و ناظر اعمال و رفتار عموم مردم به ویژه شیعیان و بالاخص علما و طلاب است. متاسفانه عدم شناخت صحیح و درست امام زمان آشنا نبودن با سلوک فردی و اجتماعی آن بزرگوار ، عده ای را به گمانه زنی واداشته و آنان آگاهانه یا از روی جهل ، اتهاماتی را به ساحت مقدس ایشان روا می دارند که حتی از ساحت یک انسان معمولی نیز به دور است تا جه رسد به آن بزرگوار. در یک تقسیم بندی کلی می توان این اتهامات ار به دو دسته تقسیم کرد : یک دسته از آنها درباره روش آن حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در چگونگی تشکیل حکومت است ؛ و دسته ای دیگر راجع به سیره و شیوه زمامداری آن حضرت در دوران پس از ظهور و حاکمیت یافتن برجهان .

روش امام مهدی (عجل الله فرجه) در تشکیل حکومت
سو گمندانه ذهنیت رایج مسلمانان آن است که حضرت امام مهدی (عجل الله فرجه) با چهره ای خشن ظهور می کند و با تکیه بر شمشیر و قتل و کشتار مخالفان خود ، موفق به تشکیل حکومت و کسب قدرت می شود . این ذهنیت ریشه در روایاتی دارد که درا ین خصوص موجود است و در کتاب ها نوشته می شود و بر روی منبرها برای مردم بازگو می گردد. به موجب پاره ای از این روایات حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به هنگام ظهور، چنان با خشنونت و درشتی با مردم رفتار می کنند که اکثریت آنان آرزو می کنند که کاش هرگز او را نبینند و عده زیادی از آنان نیز در نسب او دچار تردید شده ، او را از آل محمد نمی دانند.

روایات دروغین و محمد بن علی کوفی
تعداد این روایات به بیش از پنجاه مورد می رسد. از این تعداد سند بالغ بر سی مورد از آنها به شخصی به نام محمد بن علی کوفی، می رسد که فردی بدنام و دروغگو است و تمام علمای رجال بر بی اعتباری روایات او حکم کرده اند. این شخص ، در زمان امام حسن عسکری می زیسته و از معاصران جناب فضل بن شاذان بوده است . فضل بن شاذان از اعاظم روات و بزرگان شیعه است که هیج شکی در جلالت و قدر و منزلت وی وجود ندارد ، تا جایی که امام حسن عسکری در مدح و توصیف او می فرماید : اغبط اهل خراسان لمکان الفضل و کونه بین اظهر هم ؛ من غبطه مردم خراسان را می خورم که کسی چون فضل دارند. حال ملاحظه نمایید که فضل بن شاذان مورد عنایت امام عسکری در وصف محمد بن علی کوفی می گوید: رجل کذاب ؛ او مردی بسیار دروغگوست. هم ایشان در جایی دیگر اظهار داشته است: کدت اقنت علیه ؛ نزدیک بود درقنوت نماز لعن و نفرینش کنم. اکنون به چند نمونه از این دست روایات اشاره می کنیم: نمونه اول : این روایت بیش از یک صفحه از بحارالانوار را به خود اختصاص داده است و خلاص این روایت چنین است : حضرت مهدی (عجل الله فرجه) پس از ظهور ، عده ای از مسلمانان را مورد تعقیب قرار می دهند ، آنان نیز فرار کرده و به سرزمین روم پناهنده می شوند و از پادشاه آ ن می خواهند که آنان را بپذیرد ، پادشاه به آنان می گوید : اگر می خواهید به شما پناه دهیم ، باید مسیحی شوید و صلیب بر گردن بیاویزد ...، این گروه نیز از ترس امام زمان قبول می کنند...،حضرت مهدی (عجل الله فرجه) کسانی را به سوی رومیان می فرستد و از آنان می خواهد که این مسلمانان را اخراج نمایند. رومیان می گویند انیان کسانی اند که با میل خود به دین ماگرویده اند و از دین شما روی برگردانده اند. امام بدانان هشدار می دهد که در غیر این صورت حاکم میان ما و شما شمشیر است .... حضرت این مسلمان های فراری را از چنگ نصرانی ها بیرون می آورد ، مردان آنها را می کشد و شکم زنان باردارشان را پاره می کند. باید دانست که امام زمان دارای مقام امامت هستند و بهتر از هرکسی احکام اسلام را می شناسد. در دین اسلام اگر زن بارداری مرتکب جنایتی گردد و حّد بر او واجب شود، به عنوان مثال اگر زنا دهد و جار شاهدعادل بر زنا دادن او شهادت دهند - آن هم با این شروط تعجیزی اسلام ، که جدا حصول آنها مشکل است ؛ چرا که هیچ شخصی در ملا عام زنا نمی دهد مگر کسی که بسیار هتاک باشد – اما با یان حال اگر ثابت شد زن بارداری زنا داده است و بنا شد که او را حد بزنند مادامی که این زنا باردار است جاری کردن حد بر او حرام است و باید تا وضع حمل صبر کرده بعد حد را بر او جاری سازند اگر چه آن بچه از زنا باشد ؛ آن وقت آیا حضرت ولی عصر شکم زن باردار را پاره می کنند ؟! آیا این روایت جعل و دروغ نیست؟ نمون دوم : روایتی است که با این سند ذکر شده است: عن علی بن الحسین عین محمد العطار عن محمد بن الحسن الرازی (مجهول الهویه) عن محمد بن علی الکوفی، عن البزنطی ، عن ابن بکیر ، عن ابیه ، عن زراره عن ابی جعفر : قلت ایسیر (الحجه) بسیره محمد ؟ فقال: « هیهات هیهات ، یا زراره ما یسیر بسیرته . قلت جعلت فداک لِمَ ؟ قال: ان رسول الله سار فی امته باللین ، کان یتألف الناس و القائم یسیر بالقتل ...؛ آیا مهدی (عجل الله فرجه) ، بر طبق روش رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) عمل خواهد کرد ؟ فرمود : هرگز ، رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)با نرمی و مهر و الفت با امتش رفتار می کرد ، در صورتی که سیره مهدی (عجل الله فرجه) ، قتل و کشتار است. این روایت علاوه بر آن که ضعف سند دارد با روایات صحیحه ای که در مورد شباهت رفتار امام عصر با رفتار پیامبر اکرم وجود دارد در تعارض است. نمونه سوم : در این روایت نیز همانند روایات قبلی، مسئله کشتار مطرح شده است وبه نقل از امام صادق (علیه السلام) آمده است: عن محمد بن علی الکوفی عن البزنطی ، عن العلاء عن محمد : قال سمعت ابا جعفر یقول : « لو یعلم الناس ما یصنع القائم اذا خرج لاحب اکثر هم ان لا یروه مما یقتل من الناس ...؛ اگر مردم می دانستند قائم (مهدی (عجل الله فرجه) ) پس از ظهور چه می کند ؛ بیشتر آن ها دوست نداشتند او را ملاقات کنند ؛ چرا که او بسیار از مردم را خواهد کشت. چنین سخنی از طرف یک آدم دروغگو به امام معصوم نسبت داده شده و به هیچ وجه قابل پذیرش نیست ؛ چرا که انسان عاقل اگر سخن انسان دروغگویی را مبنی بر شراب خواری فلان مومن بشنود باور نخواهد کرد و به خود اجازه نقل این سخن را نخواهد داد چه برسد در مورد امام معصوم . در ادامه این روایت آمده است : حتی یقول کثیر من الناس لیس هذا من آل محمد ، لو کان من آل محمد لرحم، تا آن جا که بسیاری از مردم می گویند : او از آل پیامبر نیست ؛ زیرا اگر از خاندان پیامبر بود بر آنان رحم نمی کرد. این سخن در مورد کیست؟! آیا در مورد حجاج بن یوسف ثقفی نیز چنین سخنی گفته شده است؟! نمونه چهارم : به دنبال روایت پیشین آمده است: عن محمد بن علی الکوفی، عن البزنطی، عن عاصم بن حمید الحناط ؛ عن ابی بصیر قال ، قال ابو جعفر لیس شانه الا بالسیف لا یستتیب احدا؛ سر و کار مهدی (عجل الله فرجه) جز با شمشیر نیست و توبه احدی را هم نمی پذیرد . آیا سیره رسول الله این گونه بوده است ؟ نکته مهم این است که محمد بن علی کوفی کذاب ، نوعا روایت خود را به افراد ثقه نسبت می داده تا روایاتش صحیح جلوه کند ، همان طور که در این جا نام حناط (یکی از ثقات) در سلسله سند آمده است. نمونه پنجم: این روایت هم از محمد بن علی کوفی با این سند نقل شده است: عن محمد بن علی الکوفی عن الحسن بن محبوب عن علی بن ابی حمزه عن ابی بصیر عن ابی عبدالله انه قال: ما تستعجلون بخروج القائم ، فو الله ... ما هو الا السیف و الموت تحت ظل السیف ؛ چرا برای ظهور قائم (امام زمان) عجله می کنید؟ بخدا قسم او آن شمشیر آخته ای است که از آن خون و مرگ می بارد. به هر حال روایت این است : عن علی ابن ابی حمزه البطائنی، عن ابی بصیر، عن ابی عبدالله قال: « اذا خرج القائم لم یکن بینه و بین العرب و قریش الا السیف ما یاخذ منها الا السیف ... ؛ چون قائم بیاید، میان او و میان عرب و قریش، شمشیر حاکم است و بس ، او نیز از عرب و قریش غیر از شمشیر چیزی دریافت نمی کند» این ها تنها چند نمونه از روایاتی است که در این زمینه وارد شده است.صرف نظر از محمد بن علی کوفی، عده ای از راویان دیگر این روایات نیز به هیچ وجه مورد اعتبار نبوده و روایاتشان قابل پذیرش نیست.

نیر نگ دشمن
اصولا یکی از برنامه ها دشمنان اهل بیت جعل حدیث و تحریف احادیث و نسبت دادن آنها به ائمه طاهرین بوده، تا معارف اسلام را تحریف کرده و آن گونه که خود می خواهند به مردم القا کنند؛ و دیگر اینکه با دادن چنین نسبت های ناروا به آن بزرگواران ، آنان را از چشم مردم بیاندازند ، تا مردم به گرد آنان جمع نشوند.این چنین نسبت های دروغ به ائمه اطهار بخصوص حضرت امام باقر(ع) و امام صادق (علیه السلام) بسیار بوده و خود ائمه نیز به این مطلب تصریح کرده اند، از جمله : امام صادق (علیه السلام) درباره مغیره بن سعید که یکی از کسانی است که کارش جعل حدیث و تحریف احادیث است می فرماید : فان المغیره بن سعید – لعنه الله – دس فی کتب اصحاب ابی، احادیث لم یحدث بها ابی ؛ همانا مغیره بن سعید – که خدایش لعنت کند – روایاتی در کتب اصحاب پدرم (امام باقر ) وارد کرد که پدرم هرگز آنها را نفرموده بود . همچنین یونس بن عبدالرحمن می گوید : (زمانی که) در عراق بودم در آن جا شماری از اصحاب امام باقر و همچنین جمع انبوهی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) را دیدم از آنان روایات فراوانی شنیدم و کتاب های آنان را (که روایاتشان را در آنها نوشته بودند) تحصیل کردم ؛ (وقتی خدمت امام رضا رسیدم ) آن ها را به ابوالحسن الرضا نشان دادم ؛ حضرتش بسیاری از آن روایات را رد کردند و آنها را دروغ هایی شمردند که به امام صادق (علیه السلام) نسبت داده اند و به من فرمودند: ان ابا الخطاب کذب علی ابی عبدالله لعن الله ابا الخطاب، و کذلک اصحاب ابی الخطاب یدسون هذه الاحادیث الی یومنا هذا فی کتب اصحاب ابی عبدالله خدا ابوالخطاب را لعنت کند او بر امام صادق (علیه السلام) (علیه السلام) دروغ می بست ؛ همچنین اصحاب ابوالخطاب نیز تا به امروز، روایات جعلی و دروغ را در کتب اصحاب امام صادق (علیه السلام) می کنند . هشام بن الحکم از امام صادق (علیه السلام) روایت می کند که حضرت فرمودند: کان المغیره بن سعید یتعمد الکذب علی ابی و یاخذ کتب اصحابه، و کان اصحابه المستترون باصحاب ابی یاخذون الکتب من اصحاب ابی، فیدفعونها الی المغیره ، فکان یدس فیها الکفر و الزندقه و یسندها الی ابی، ثم یدفعها الی اصحابه ... مغیره بن سعید آگاههانه و از سر عمد بر پدرم دروغ می بست ( روایات دروغ به ایشان نسبت می داد) او یارانی داشت که در میان اصحاب پدرم رخنه کرده بودند، آنان کتاب های اصحاب پدرم ( که روایات را در آنها نوشته بودند) را ( به امانت) می گرفتند و به مغیره می دادند، و او (مطالب) کفر و زندقه را در آن کتابها وارد می کرد و آنها را به پدرم نسبت می داد ، آن گاه کتاب ها را به اصحاب پدرم باز می گرداند.

اشکالات دلالی
گذشته از اشکالات سندی، این دسته از روایات ، از جهت دلالت نیز ناتمام اند و قابل پذیرش نیستند، زیرا مفاد بسیاری از آنها با ضروریات مذهب و شریعت در تعارض است و به هیچ عنوان نمی توان آنها را توجیه کرد. اصولا حضرت امام مهدی (عجل الله فرجه) می آیند که عدالت را بیاورند و بساط جور و جفا و ظلم و ستم را بر چینند. بنابر این امکان ندارد که بخواهند از راه ظلم به عدل برسند و یا از طریق ایجاد بدعت ، سنت جدش حضرت محمد و امیر المومنین علی را احیا کنند.سنت رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)آن بود که اجازه نمی دادند هیچ زن بارداری را حد بزنند و یا قصاص نمایند ؛ ولی بر چسب آن چه محمد بن علی کوفی نقل کرده است ، حضرت مهدی (عجل الله فرجه) شکم زنان بارداری را که از ترس و برای حفظ جان خود مسیحی شده اند پاره می کند!!

سیره سیاسی امام مهدی (عجل الله فرجه)
یکی از ویژگی های امام مهدی (عجل الله فرجه) آن است که موفق می شود قدرت سیاسی جهان را در دست بگیرد و حکومتی به پهنای تمام کره زمین تشکیل دهد. تحقق این امر نیازمند اخلاقیات و روش های اجرایی خاص خود است که لاجرم باید از طریق کارگزاران سطوح بالای حکومتی به منصه ظهور برسد. بر این اساس امام مهدی (عجل الله فرجه) در اولین گام، تلاش خواهد کرد کسانی را در مصدر امور قرار دهد که به لحاظ ویژگی های شخصی و مدیریتی، انسان هایی توانمند و خود ساخته باشند و در اجرای تعهدات خویش دست از پا خطا نکنند، و در صورت خطا، مورد توبیخ و باز خواست قرار بگیرند.با چنین رویکردی امام مهدی (عجل الله فرجه) به همان اندازه که نسبت به مردم و مسکینان ، دل رحم و مهربان است ، بر مسئولان و کارگزاران حکومتی خود فوق العاده سخت گیر و حساس است : المهدی جواد المال ، رحیم بالمساکین ، شدید علی العمال؛ مهدی (عجل الله فرجه) نسبت به مال و دارایی بخشنده ، نسبت به ناتوان و مستمندان بسیار مهربان و دل رحم و نسبت به مسئولان و کارگزاران دولت خود ، بسیار سخت گیر خواهد بود. حضرت علی(علیه السلام)در حدیثی در این مورد می فرماید: الا و فی غد – و سیاتی غد بما لا تعرفون – یاخذ الوالی من غیرها عمالها علی مساوی اعمالها ... آگاه باشید که فردا روزی که او ظهور کند – فردایی که بر شما نا شناخته است – بر خلاف دیگر حاکمان ، مسئولان و کارگزاران خود را به جرم کردار زشتشان کیفر خواهد داد و آنان را نسبت به سوء رفتارهایشان مورد باز خواست قرار می دهد. البته ایشان خود پیش از همه و بیش از همه بر خود سخت می گیرد و علی رغم آن که عموم مردم در سایه حکومت آن حضرت به رفاه و راحیت دست می یابند، همانند جدشان امیرالمومنین(علیه السلام) به پوشاکی خشن و خورایک نه چندان گوارا، اکتفا، می کنند : و ما لباس القائم الا الغیظ و ماطعامه الا الجشب ؛ به خدا سوگند که لباس مهدی (عجل الله فرجه) پوشاکی خشن و خوراک او غذایی سخت و بی خورش است.حضرت علی(علیه السلام)در حدیثی دیگر به بیان انواع روابط امام مهدی (عجل الله فرجه) و کارگزارانش پرداخته و آن را یک عهد و پیمان دو جانبه ارزیابی نموده و فرموده اند: ایشان پس از آن که سه مرتبه کارگزارنش را می آزماید تا از میزان اطاعتشان آگاهی یابد، به مدینه می روند و به قبر جدش رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)ملحق می شوند، پس یارانش هم به دنبال او رهسپار مدینه می گردند، آهنگ مکه می نماید و این کار را سه بار تکرار می کنند، سپس در میان صفا و مروه می ایستند و رو به آنان می گویند: من تصمیم بر هیچ کاری نمی گیرم ، مگر آن که مطمئن شوم که شما این سی شرط را رعایت می کنید و از هیچ یک از آنها سر باز نمی زنید، و متقابلا من نیز متعهد می شوم که نسبت به شما این شرط را رعایت کنم. آنان می گویند بفرما و بگو آن چه را می خواهی ، همه را می پذیریم و از شما فرمانبرداری می کنیم، آن گاه امام شرایط بیعت خویش با آنان را به شرح زیر بیان می کنند: از من رو می گردانید ، دزدی و زنا نکنید، گرد کارهای حرام و فساد و فحشا نگردید، احدی را به ناحق نکشید ، طلا و نقره نیندوزید، گندم و جو احتکار نکنید ، مسجدی را ویران نسازید ، شهادت به ناحق ندهید، مومنی را خوار و بی مقدار ننماید، ربا نخورید ، در مقابل بلایا و مشکلات صبور باشید ، هیچ فردی موحدی را لعنت نکنید ، مسکرات نیاشامید، طلا و حریر و دیبا نپوشید، و خاک بالشت خویش قرار دهید، زشتی های اخلاقی را ناخوش دارید، امر به معروف کرده و از منکر نهی نمایید. در مقابل ، من نیز پیمان می بندم که از غیر شما یار نگیرم، جز به مانند لباس و غذای شما نپوشم و نخورم ، بر مرکبی همانند مرکب شما سوار شوم ، در سفر و حضر همراه شما باشم ، به اندک رضایت دهم ، زمین را سرشار از عدل و داد سازم، آن سان که سر ریز از ظلم و ستم گشته است، خدا را چنان عبادت کنم کم شایسته اوست و به عهدی که با شما دارم وفا می کنم ، و شما هم به عهد خود با من وفا کنید. پس یاران او می گویند باشد و با شما بیعت می کنیم که این گونه باشیم، و به دنبال آن امام مهدی (عجل الله فرجه) از تک تک آنان بیعت می گیرد.

سیره قضایی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
یکی دیگر از مسایلی که در مورد امام زمان مطرح است، مسئله چگونگی قضاوت آن حضرت می باشد. بعضی معتقدند که یکی از ویژگی های امام زمان آن است که آن حضرت در مورد قضاوت ، بدون درخواست شاهد و بینه از طرفین دعوا، و تنها بر اساس علم خویش حکم صادر خواهند کرد. اینان برای مدعای خویش دلایلی را هم آورند که از جمله آن دلایل، احادیثی است که در این زمینه وجود دارد ، و مدلول آنها این است که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بر طبق علم خود و به سان حضرت داوود (علیه السلام)به حل دعاوی و رفع اختلافات می پردازند.یک نمونه از این روایات به شرح زیر است: عبدالله بن عجلان از امام صادق (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: اذا قام قائم آل محمد حکم بین الناس بحکم داود، لایحتاج الی بینه ، یلهمه الله فیحکم بعلمه؛ چون قائم آل محمد قیام کند؛ همچون داوود نبی ، به قضاوت در میان مردم می پردازد و به دلیل و برهان نیاز ندارد. خدا حقیقت را به او الهام می نماید و او بر حسب علم خویش حکم می دهد. اما این روایت از دو جهت اشکال دارد، زیرا بر طبق روایتی که در کتاب کافی شریف آمده است: اولا تنها یک مرتبه حضرت داوود (علیه السلام)در مقام قضاوت بر طبق علم خود عمل کردند، که آن هم دچار مشکل شدند و پس از آن به دستور خدا ، همواره از متخاصمین در خواست شاهد و دلیل می کردند و بر اساس بینه و سوگند به صدور حکم می پرداختند. و ثانیا این روس با شیوه قضایی رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)منافات دارد. زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)همواره می فرمود: انما اقضی بینکم بالبینات و الایمان ... ، من تنها بر اساس سوگند و اقامه شواهد و گواه در میان شما به داوری می پردازم بنابر این اگر در موردی حکم صادر کردم که مثلا فلان زمین از آن فلان شخص است ولی در واقع این گونه نباشد، او حق تصرف در آن را ندارد و حکم من او را مالک زمین نمی کند. بنابر این با توجه به این که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) شبیه ترین مردم به رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)است و ظهورش برای اجرای شریعت و احیای سنت اوست، قابل قبول نیست که روشی غیر از روش رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)اتخاذ نماید و بدون طلب دلیل و شاهد به قضاوت میان مردم بپردازد. وانگهی در روایات معتبر و مستفیض آمده است : «یحکم بحکم داود بالبینه و الیمین ؛ او به مانند داوری داوود بر اساس گواه و سوگند داوری خواهد کرد.» حضرت داوود (علیه السلام)از خدا فرمان یافت تا به حق داوری کند . این فرمان را قرآن کریم این گونه بیان کرده است: «یا داود انا جعلنک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق ...» ای داوود ماتو را جانشینین خود در زمین قرار دادیم، پس بر اساس حق داوری کن حضرت داوود (علیه السلام)به درگاه خدا عرض داشت (قریب به این مضمون) بار خدایا ، فرد دروغگو می داند که با ناحق ادعای مالکیت خانه دارد و صاحب حق می داند راست می گوید و حق از آن اوست، تکلیف چیست؟ خطاب رسید : اقض بینهم بالبینات و اضفهم الی اسمی یحلفون به ؛ از آنان گواه بخواه و به نام من سوگندشان ده ... می بینیم که داوود مامور است تا براساس ظواهرداوری کند و البته هرکسی ناحق خواه باشد ، بی تردید عذاب خدا در انتظار اوست. شیخ مفید روایتی نقل می کند که در آن بیان شده است که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) طبق روش حضرت داوود (علیه السلام)و حضرت محمد بین مردم قضاوت خواهند کرد ؛ و چنانکه گفته شد ، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) فقط با بینه و قسم بین مردم قضاوت می کردند و این تقارب بین چگونگی قضاوت داوود و پیامبر اکرم بر این دلالت دارد که روش حضرت داوود (علیه السلام)در قضاوت نیز این گونه بوده است : اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی ایامه الجور و آمنت به السبل و اخرجت الارض برکاتها و ... ، و حکم بین الناس بحکم داوود و حکم محمد ...؛ آنگاه که قائم قیام کند ، به عدالت داوری کند، و در زمان او ظلم وستم از بین می رود و راه ها را امن می کند و زمین برکات خود را عرضه می دارد . او (قائم) مانند قضاوت و داوری حضرت داوود (علیه السلام) و حضرت محمد(صلی الله علیه و اله و سلم) در میان مردم قضاوت خواهد کرد. البته در مواردی معصومین بر اساس واقع عمل کرده اند ، اما باید توجه داشت که سیره جاری آنان بر این نبوده است. لازم به ذکر است که حضرت ایه الله العظمی سید صادق شیرازی این موضوع (اسلوب حکومتی امام زمان را در چند جلسه در جمع علما و طلاب محترم حوزه علمیه قم ، به تفصیل مورد بحث و بررسی علمی قرار داده اند، و بیش از ده ها روایت در چهار موضوع : 1- ظهور امام زمان چگونگی تشکیل حکومت (اعم از رواست صحیح و غیر صحیح) ؛ 2- اسلوب حکومت داری حضرت ؛ 3- کارگزاران حضرت ؛ 4- شیوه قضایی آن حضرت ؛ را به طور مبسوط از جهات مختلف بحث حجیت روایات، (علم الحدیث، رجال و درایه) بررسی کرده اند و همچنین به سوالات و شبهاتی که ممکن است پیرامون این نظر مطرح شود، مشروحا پاسخ گفته اند؛ ولی متاسفانه به علت ضبط نشدن تمامی سخنرانی های معظم له، ناچار به نشر این مقدار مختصر اکتفا کرده ایم.

 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

جستجو

افراد آنلاین

7 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مقالات)

عضو: 0
مهمان: 7

ادامه...